تبلیغات
همه ما وارثیم وارث عذاب عشق - اتفاق حادثه ای بیش نیست
بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

كد موسیقی برای وبلاگ

اتفاق حادثه ای بیش نیست

آنقدر چیزها اتفاق می افتد که نمی دانم از کدامشان شروع کنم.


احساس می کنم در فیلمی بازی می کنم با حرکت تند.


 احساس می کنم زمان به سرعت می گذرد.


شاید برای این است که روزها کوتاه و کوتاهتر می شوند.


 گویی از کنار لحظه ها می گذرم


 این روزها بدون اینکه آنها را زندگی کرده باشم.


انسانی هستم سرما خورده با خوشمزه ترین غذا


 که در دهانش عاری از هر گونه مزه و طعمی است.


همه چیز در ذهنم معلق است.


 در باره همه چیز میتوانم بنویسم


 و لی نمی دانم


 چرا همیشه آنقدر طولش می دهم که دیر می شود


 و موضوع اهمیتش را از دست می دهد.


آنوقت نوشتن می شود یک لیوان چای سرد


 که دیگر میل نوشیدنش را ندارم.


 حالت آدمی را پیدا می کنم


که دیر سر قرارش رسیده باشد.




نوشته شده توسط :مینا ----
شنبه 26 شهریور 1390-05:35 ب.ظ
نظرات() 

آریا
یکشنبه 27 شهریور 1390 02:49 ب.ظ
سلام ممنون که به وبم سرزدی وبت قشنگه خوش حال میشم تبادل لینک کنیم
پاسخ مینا ---- : من لینکتون کردم
یکشنبه 27 شهریور 1390 12:56 ب.ظ
زندگی در پیله تکرار خاکستریست

شب هایش خاکستریست مثل روزهایش

مثل تابستان هایش , پاییزهایش , ادم هایش

مثل فرداها .

خاکستری رنگ زندگی ماست.ممنون که زحمت میکشی و به من سر میزنی.باید شادی باشد تا من از ان بنویسم.

پاسخ مینا ---- : خواهش میکنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر